محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
47
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
سه شبانهروز در سركين كاو صحرائي خشك آتش دهند كه اطراف آن سركين بسيار باشد و اكر براى تقويت باه است نه شبانه روز آتش دهند بدين نحو كه چون آتش تمام كردد باز تجديد نمايند پس برآورند آنچه در ته ظرف و اطراف آن چسبيده باشد بكيرند كه آن رسكپور است * نوع ديكر * آن است كه بكيرند سيماب بيست مثقال و نيم و زاج سفيد هفتاد و پنج مثقال و باهم در هاون سنكي نيكو سحق نمايند و در شيشه كنند و سر شيشه را محكم بسته بكل حكمت كه از كل سرخ و پنبه و نمك و خاكستر و سبوس برنج ساخته خوب كوفته ورزيده باشند كرفته و خشك نموده دور آن آتش شديد برافروزند و اكر آتش سركين كاو صحرائي باشد بهتر است كه تا سه ربع روز در ميان آتش باشد پس براورند و بكذارند تا سرد شود پس اجزاء را از درون شيشه برآورند و باد و وزن آن ادويه آب ليمو سحق بليغ نمايند تا منجمد و خشك كردد پس بار ديكر در شيشه كنند و بدستور سر آن را محكم بسته بكل حكمت بكيرند و در ديك سفالى تا نصفه رمل كنند و شيشه را در ان كذارند و بالاى آن نيز رمل نمايند كه تمام شيشه در زمل پنهان باشد و در زير ديك آتش كنند آن مقدار كه ريك سرخ كردد پس برآورند و بكذارند تا سرد كردد از شيشه برآورند و در ظرف چيني نكاهدارند و همين عبارت از رسكپور و شنجرف سفيد است و حب مصنوع از ان و طريقهء استعمال آن در قرابادين كبير ذكر يافت * اتخاذ زعفران الحديد * آنست كه آهن را سوهان كنند در غايت ريزكي و چند مرتبه باب و نمك بشويند تا سياهي آن زائل كردد پس با آب خالص غسل دهند و با ربع وزن آن نوشادر سحق بليغ كنند و بر روى لته در ظرف سفالى پهن نمايند و در مكان نمناك دفن نمايند تا دوازده يوم پس برآورند زود مائل بسرخي قابل سحق كردد * نوع ديكر كه معمول اهل صناعت است * آنست كه بكيرند صد مثقال برادهء آهن را بدستور مزبور شسته در قرع مطين كنند و به وزن آن تيزآب فاروقى اندكاندك بر ان ريزند و چون از ان دود ظاهر كردد اندكي بول انسان بر ان بچكانند كه جوش آن فرو نشيند و انبيق بر ان وصل كنند و به آتش ملايم مقطر نمايند و چون مجموع تيزآب مقطر كرديد آتش را تند كنند تا مكلس زعفرانى رنك كردد پس از آتش بركيرند و از شيشه برآرند بعد از سرد شدن و عند الحاجت به كار برند * اتخاذ زنجفر كه شنجرف نيز نامند بدون احراق * بانحاء مختلفه است از آن جمله آن است كه ملح قلا را در آب حل كنند و آب آن را بجر علقه بكيرند و اكر مكرر خواهند باز قلا تازه را در ان حل كنند و آب آن را بجرعلقه بكيرند و همچنين اين عمل را تا سه مرتبه يا پنج مرتبه يا هفت مرتبه تكرار نمايند پس در ظرفى كرده بر آتش كذارند تا آب آن منعقد كردد پس بكيرند يك وزن ازين معقود و يك وزن از آهك سنك كرماكرم آب نديده و باهم سحق بليغ نمايند و چهار وزن آن آب بر ان ريزند و مكرر آن را از چوبي برهم زنند و يكشبانهروز بكذارند پس آب زلال آن را بجرعلقه بكيرند پس آن آب را در ظرف سنكي يا آهني نموده بر آتش كذارند و بآهستكي طبخ دهند تا منعقد كردد و باز هموزن اين معقود آهك كرم آب نديده داخل نموده سائيده و چهار وزن آب بر ان ريزند و بدستور از چوبى برهمزنند و بعد يكشبانهروز آب آن را بجرعلقه بكيرند و باز به همان نحو عقد نمايند و باز حل كنند و تا هفت مرتبه اين عمل را تكرار نمايند پس اين هنكام مانند روغن مىكردد بسيار حاد اكال از براى حل اكثر اجساد و ارواح مجرب و چون موى را در ان ريزند منحل كردد و در شيشهء ضخيمى محفوظ دارند و چون خواهند كه شنجرف از ان سازند بكيرند كبريت اعلى يك وزن و سيماب خالص دو وزن و به اين آب هر دو را سحق نمايند و در آفتاب كذارند تا خشك كردد و درين مرتبه سياه خواهد بود و پس مرتبهء ديكر نيز به آن روغن سحق نمايند و بدستور در آفتاب خشك نمايند اين مرتبه اندك سرخرنك خواهد شد و همچنين تا آنكه بسيار سرخ خوشرنك كردد پس سائيده و شسته در نقاشي و نوشتن